رفتم
رفتم رفتم
رفتم و بار سفر بستم با تو هستم هر کجا هستم
از عشق تو جاودان ماند ترانه من با ياد تو زنده ام عشقت بهانه من
پيدا شو چو ماه نو يک شب به خانه من
تا ريزد گل از رخت در آشيانه من
رفتم و بار سفر بستم با تو هستم هر کجا هستم
آهم را مي شنيدي به حال زارم مي رسيدي
نازت را مي خريدم تو ناز من را مي کشيدي
به خدا که تو از نظرم نروي چو روم ز برت ز برم نروي
رفتم و بار سفر بستم با تو هستم هر کجا هستم
اگر مراد ما برآيد چه شود؟ شب فراق ما سر آيد چه شود ؟
به خدا کس ز حال من خبر نشد که به جز غم نصيبم از سفر نشد
نروي يک نفس ز پيش چشم من که به چشمم به جز تو جلوه گر نشد
رفتم و بار سفر بستم با تو هستم هر کجا هستم
رفتم رفتم رفتم رفتم
یا علی
یکدم از خیال من نمیروی ای غزال من….دگر چه پرسی ز حال من؟
سلام حجت خان. احوالات؟